|
|
|
|
|
بر خودم درود وبر دشمنانم صد درود . که اگر مبارزه با آنان نبود. من تا کنون صد بار مرده بودم .
داشت مقاوتم در هم می شکست وآنرا نیز شکستند |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم دی 1384ساعت 19:4 توسط بهمن حسنوند
|
|
||
|
|
|
|
|
پيمان عارف عضو موسس کنفدراسیون دانشجويان ايران
ويژگيهاي متمايز كننده دهه 60 در اوايل انقلاب باعث شد كه نهاد دانشگاه نيز دستخوش كشمكش سياسي شود و از كار ويژههاي ساختارياش امتناع كند و آنچه در اين ميان ره به گسست و تعطيلي برد همانا جنبش دانشجويي پر سابقه اين كشور بود. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم دی 1384ساعت 18:58 توسط بهمن حسنوند
|
|
||
|
|
|
|
|
گروه سياسي، ميزدانشجويي، بهمن حسنوند: دانشجويان، دانشگاه علم و صنعت ايران در اعتراض به آنچه، فضاي بسته فرهنگي و محدوديت كانونهاي مستقل دانشجويي ميخواندند، در مقابل ساختمان مركزي اين دانشگاه تحصن كردند. اين تحصن كه از شنبه همين هفته شروع شد، همچنان ادامه دارد. اعتراض مذكور، توسط شوراي هماهنگي كانونهاي فرهنگي هنري، انجام ميشود كه جمعي از دبيران و اعضاي اين كانونها در آن حضور دارند. اوضاع فرهنگي در اين دانشگاه از اوايل مهرماه سال جاري بطور كلي تغيير كرده و مدير كل امور فرهنگي اين دانشگاه اقدام به سانسور كليه نشريات دانشجويي و عدم صدور مجوز براي برنامههاي فرهنگي و هنري كرد. در بيانيه اعتراضي كه توسط شوراي هماهنگي كانونهاي فرهنگي هنري اين دانشگاه، صادر شده است چنين آمده: چند سالي است كه وضعيت فرهنگي دانشگاه در سراشيبي نگرانكنندهيي افتاده است و هر روز امكان فعاليت براي فعالان فرهنگي از جمله كانونهاي فرهنگي هنري محدودتر ميشود، در حاليكه كارهاي فرهنگي هنري اين دانشگاه يكي از فعالترينها در سراسر كشور بوده است. در ادامه بيانيه آمده است: مديريت فرهنگي سهم بسزايي در پويايي اين فضا دارد و مسووليتهاي گستردهيي مطابق با آييننامهها بر دوش اوست، ولي آن چيزي كه بيش از حد آزاردهنده است انتصاب مديراني است كه شخصيت متناسب با فعاليتهاي فرهنگي ندارند و با اين حوزه آشنايي ندارند. با وجود اين شرايط، دانشجويان هيچگاه نااميد نشده و در برابر اين سختيها پاپس نكشيدند و با آنچه در توان داشتند به فعاليتهاي خود ادامه دادند، اما چه بايد كرد زماني كه مدير فرهنگي وقت در جلسه با اعضاي كانونها روز سه شنبه هفته گذشته نه تنها هيچ پاسخ منطقي ارايه نكرد، بلكه بر بستن تمامي كانونهاي فرهنگي، هنري اصرار دارند. ما اعضاي كانونها پس از طي تمامي راههاي قانوني كه هيچ حاصلي در بر نداشت، اينك به عنوان آخرين اقدام، در مقابل ساختمان 15 خرداد دانشگاه به تحصن مينشينيم و وجدان هميشه بيدار جامعه دانشگاهي را به داوري ميخوانيم. امروز كار به جايي رسيده كه ديگرهيچ گونه فعاليت فرهنگي در دانشگاه امكانپذير نيست و بي شك رياست دانشگاه، رياست شوراي فرهنگي دانشگاه و معاون فرهنگي دانشجويي در به وجود آمدن اين فضا مسوول هستند چرا كه مراجعات و شكايات ما را بي پاسخ گذاشته و نسبت به اين وضعيت نابسامان بيتفاوت بودهاند، ما متحصنان تا زمان تحقق خواستههاي زير به تحصن خود ادامه ميدهيم: استعفاي مدير فرهنگي دانشگاه، لغو تمامي تصميمات غير قانوني و غير منطقي مدير فرهنگي وقت، تصويب تمامي اختيارات قانوني شوراي هماهنگي كانونها طبق آيين نامه وزارت علوم، پاسخگويي شوراي فرهنگي دانشگاه نسبت به وضعيت موجود، لحاظ كردن پيشينه و تخصا متناسب در انتخاب مدير فرهنگي جديد. همچنين عزيزي، دبيركل كانونهاي فرهنگي و هنري اين دانشگاه در گفتوگو با ايسنا با اشاره به حضور معاون دانشجويي و دو تن از اعضاي هيات رييسه دانشگاه در ميان متحصنين گفت: در اين جلسه معاون دانشجويي با بركناري مدير فرهنگي دانشگاه مخالفت كرد، اما در مورد بررسي دو درخواست ديگر متحصصنين اعلام آمادگي كرد. لازم به يادآوري است كه دهها نفر در اين تحصن حضور دارند كه با موسيقي بدون كلام و نقاشي نمادين، به اعتراض خود ادامه ميدهند. مدير كل فرهنگي اين دانشگاه، در ساليان گذشته، خبرنگار ايسنا بوده است كه در زمان مديريت اصلاحطلبان در دانشگاه علم و صنعت به اين سمت منصوب شد و عضو رسمي جبهه مشاركت ايران اسلامي است. آخرين خبرها حكايت از آن دارد كه دكتر اسلامي مدير كل فرهنگي وزارت علوم مشغول مذاكره با متحصنين است. ولي آنها همچنان بر تحقق خواستههاي خود اصرار ميورزند. ![]() |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم دی 1384ساعت 18:52 توسط بهمن حسنوند
|
|
||
|
|
|
|
|
گروه سياسي، ميز دانشجويي: انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه لرستان پس از 26 سال فعاليت از سوي هيات نظارت بر تشكلهاي دانشجويي، غيرقانوني اعلام شد. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم دی 1384ساعت 20:25 توسط بهمن حسنوند
|
|
||
|
|
|
|
|
گاهی وقتها فکر می کنم غیرا زاینکه از روی بدبختی به کار در روزنامه روی
آورده ام چیز دیگری نمی یابم.هر روز ما باید فحش ها را تحمل کنیم . فحش ها به کنار غر غر متصدی مالی هم روش .تازه حقوق هم نمیدهند . راستی تصمیم قطعی بر عوض کردن خانه و این شغل مسخره گرفته ام. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه یازدهم دی 1384ساعت 19:23 توسط بهمن حسنوند
|
|
||
|
|
|
|
|
امروز اول صبح شروع به تهیه گزارشم برای صفحه دانشجو کردم.
در دلم امروز احساس خوبی داشتم کارها رابه سرعت انجام دادم و تنوع آنرا در نظر گرفتم . دیشب که به مراسم شب شعر گنجی در خانه اشان رفته بودم. صاحب خانه در زندان محبوس بود وچند قدم آن طرف ..سعید حجاریان پاهای فلجش را روی زمین دراز کرده بود. گنجی روزی برای ماگنجی شد که به زندان رفت وبه ما درس مقاومت آموخت. ما نیز باید مقاومت وبی پروایی را از وی بیاموزیم. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه نهم دی 1384ساعت 19:36 توسط بهمن حسنوند
|
|
||
|
|
|
|
|
شکسپير اگه عاشقه كسي شدي بهش نچسب ، بزار بره اگه برگشت كه ماله توئه اگبرنگشت ، سم كه داري، خودتو بکش ر خوشبين شکاک ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هشتم دی 1384ساعت 2:51 توسط بهمن حسنوند
|
|
||
|
|
|
|
|
من کفن کردم دلم را بار ها.................مرده ام در فصل کوچ سارها
روی زخم سینه ام لرزیده ام ................شیون خاموش خود را دیده ام زخمی امُا دلم خونخواه نیست................هیچکس از زخم من آگاه نیست کاش باغم را نمیزد این نبوغ..................کاش پرپر می شدم پیش از بلوغ من براي آبي زندگي کردن تمام اقيانوسهاي جهان را مي پيمايم به اميد جزيره اي که در آن به تنهايي با نسيم وزان با بالن عشق خويش به آسمان زيباي عاشقي سفر کنم و براي معشوق خود ستاره اي به يادگار بياورم |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هشتم دی 1384ساعت 1:14 توسط بهمن حسنوند
|
|
||
|
|
|
|
|
در ترديدي گرفتارم ..بايد بر نفس خود غلبه كنم .
از خدايان باستان كمك مي خواهم ...گرچه معتقدم كساني كه فقير ترند خدايان غني تري دارند. از روي ناچاري به آنان روي مي آوريم..چون اميدي به اطرافيا ن خويش نداريم .به روح هاي مقدسي كه هيچ دليلي بر وجود شان نداريم. همه آن ايماني كه داشتم چون حبابي ازدست رفته است .آري به قول ماركس هر آنچه سخت واستوار بر است .روزي دود مي شود وبه هوا مي رود ومن اضافه می كنم حتي اگر عشق باشد و حتي اگر ايمان باشد
. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هفتم دی 1384ساعت 20:36 توسط بهمن حسنوند
|
|
||
|
|
|
|
|
باورم نمی شود که روز سوم مبارزه درونی ام را می گذرانم
می دانم که اراده من بر همه چیز پیروزاست . اعتماد به خویشتن راه کامیابی است . |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه ششم دی 1384ساعت 18:49 توسط بهمن حسنوند
|
|
||
|
|
|
|
|
امروز دومين روز مبارزه دروني ام را مي گذرانم ..در همه جهت فكر مي كنم دارم موفق مي شوم .
به خودم نمره ۱۴ ميدهم .. به خودم اميدوارم ..واز خدا كمك مي خواهم .. فقط اوست كه گاهي مارا ياور است. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه پنجم دی 1384ساعت 19:52 توسط بهمن حسنوند
|
|
||
|
|
|
|
|
وينستون چرچيل دربين كشورهاي مشرق زمين، علاقه خاصي به ايرانيان داشت. او هنگامي كه كتابهاي تاريخ روم قديم را مطالعه ميكرد با نقش تمدن ايران باستان در تاريخ بشر آشنا شد و از اين رو بود كه در برهههاي مختلف در مورد ايرانيان اظهار نظر ميكرد. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه چهارم دی 1384ساعت 20:3 توسط بهمن حسنوند
|
|
||
|
|
|
|
|
نويسندگي براي وينستون چرچيل مايه شهرت شد و دروازه عالم سياست را بر روي ستوان سواره نظام ارتش پادشاهي ادوارد هفتم گشود. تولد اولين كتاب وينستون در پاييز سال 1896 براي سركوب شورش قبايل پاتان به شمال هندوستان عزيمت كرد. وي در اين مدت به عنوان خبرنگار روزنامه «پايوز» انگلستان مقالاتي را براي چاپ اخبار جنگ به لندن پست كرد. مادرش كه زني پرتوان بود در انگلستان با روزنامه ديلي تلگراف قرارداد بست، مقالات چرچيل جوان را كه با استقبال خوانندگان مواجه شده بود. در روزنامه معروفتري چاپ كند. دو ماه بعد در 1897 نخستين كتاب چرچيل با عنوان «سرگذشت ارتش عملياتي مالاكاند» در مورد رويدادهاي جنگ مرزي به نام روزنامهنگار چاپ شد.چرچيل كه اين كتاب را در زمان عمليات مينوشت تعريف ميكند كه پس از چاپ كتابش عادت كتاب نوشتن پيدا كرد و اين عادت موجب تراوش مقالات و كتابهاي زيادي از قلم پركار وي شد.چرچيل در طول دوران نويسندگياش كه همزمان با پيشرفت وي در دنياي سياست بود بر استحكام نثر و نظم خود افزود و سبك خاصي را از آن خود كرد.بدون استثنا تمامي كتابهايش به قلم خودش بود و فقط كتابهاي نخستيناش توسط مادرش ويرايش شد. ساورولا هرگز نميرقصيد در سال 1900 او با كمك مادرش يك كتاب داستاني نوشت. موضوع داستان انقلاب در كشوري فرضي در درياي مديترانه به نام روريتاني بود كه با كشتيهاي جنگي محاصره و گلولهباران ميشود. ساورولا نام اصلي قهرمان انقلابي كتاب است و كتاب نيز با عنوان «ساورولا» منتشر شد. اين كتاب داستاني نيز با استقبال مواجه شد ولي چرچيل تا دهه 40 آن را تجديد چاپ نكرد. اين تنها كتاب چرچيل با مضمون داستاني بود. جنگ رودخانهيي هنگام شورش مردم سودان به رهبري المهدي، چرچيل در آن كشور مشغول انجام ماموريت بود. اين كتاب در اصل به وضع جنگ صحرايي و انتقاد از شيوه جنگيدن در صحراي آفريقا در مقابل بوميان و خشونت وحشيانه عليه آنان بود. اين كتاب موجب شد تا وي از خدمت در ارتش معاف شود و انتقادات وي باعث رنجش افسران رده بالا شد. 25 پوند براي زنده يا مرده در جنگ بوئرها عليه انگلستان در سرزمين آفريقاي جنوبي چرچيل و دوستانش در حالي كه با قطار در حال عبور از سرزمين بوئرها بودند، مورد هجوم قرار گرفتند و گرچه چرچيل با شجاعت تمام لوكوموتيو قطار را نجات داد ولي همراه دوستانش به اسارت در آمدند.شغل خبرنگاري چرچيل بعد از اسارتش براي او سودي نداشت و براي بوئرها اين مساله قابل پذيرش نبود كه يك خبرنگار چنين خود را به دردسر بيندازد و با نيروهاي مسلح درگير شود. آنها پي به اين نكته بردند كه وي فرزند يك لرد است ولي به دليل جلوگيري از بغض و كينه اشراف انگلستان و شعلهور تر شدن جنگ از كشتن وي صرفنظر كرده و تصميم به محاكمه وي گرفتند. دادگاه وي در پرتوريا برگزار شد. چرچيل فقط چند روز بيشتر رنج زندان را تاب نياورد و با استفاده از غفلت نگهبانان در تاريكي شب اقدام به فرار كرد. شب را در واگن يك قطار باري گذراند و شب بعد بطور اتفاقي به خانه يك خانواده انگليسي پناه برد. آنها ترتيبي دادند كه وي بتواند با قطار پرتغاليها عازم بندر «لرنس ماركس» شود.مطبوعات جهان به اين قضيه بسيار پروبال داده و اغراق بسيار كردند كه به نفع چرچيل تمام شد. وينستون خاطرات خود را از اسارت در دو جلد با عناوين «از لندن تا ليدي اسميت» و «راهپيماييسان هاميلتون» در سال 1900 منتشر كرد.بالاخره شهرت حاصل از اسارت در آفريقاي جنوبي و غوغاي مطبوعات پيرامون آن و سخنرانيهاي بيشمار وينستون و تبليغات مادرش موجبات راهيابي وي به مجلس عوام در حوزه «الدم» را فراهم آورد. خاطرات جنگ جهاني دوم اين كتاب مجموعه خاطرات چرچيل از جنگ جهاني دوم است كه پس از پايان جنگ در 6 جلد منتشر شد و از مهمترين منابع در مورد تاريخ و استراتژيهاي متفقين است. اين كتاب نثري روان و گيرا دارد و به سبب اينكه در خلال جنگ و رويدادهاي آن نوشته شده است كاملاص منحصر به فرد است. مرد تاريخنگر چرچيل در كتابي با عنوان «تاريخ مردم انگليسي زبان» به شرح اشتراكات زباني و فرهنگي دو كشور امريكا و انگليس پرداخته و براتحاد آنها براي پيشبرد اهداف جهاني تاكيد كرده است. وي در كتاب مذكور نظريه خود را مبني بر اينكه قهرمانان و شخصيتها تاريخ را به پيش ميبرند، گنجانده است.البته تاريخنگاران و منتقدان بسياري گفتهاند كه اين كتاب در مقايسه با كتابهاي قبلي در مورد تاريخ اين دو كشور چيزي جديدي براي ارايه، ندارد.بخشهايي از اين كتاب چنانكه مشهور است، در خلال بحثهاي پارلمان و نطق نمايندگاني كه چرچيل علاقهيي به آنها نداشت، نوشته شده و وقت زيادي صرف نگارش آنها شده است. تشييع جنازه در اين كتاب چرچيل به شرح تشريفات مراسم تشييع جنازه و خاكسپاري خود ميپردازد و از وراث خود خواهان اجراي مو به موي دستوراتش طبق اين كتاب شده است.مراسم تشييع جنازه چرچيل دقيقاص مانند كتاب مذكور انجام گرفت.البته چرچيل در تمامي سالهاي حيات سياسي خود در اكثر موارد نظرات خود را در قالب مقالههاي كوتاه و بلند در روزنامههاي مختلف چاپ كرد و مدتي نيز به انتشار روزنامهيي براي مقابله با اعتصابات كارگري مبادرت ورزيد. چرچيل مدتي بعد از جشن تولد نود سالگياش در لندن پس از دريافت 60 هزار نامه تبريك در ژانويه 1965 به سرماخوردگي مبتلا شد كه بعد از چند روز به خونريزي مغزي وي منجر گرديد و باعث مرگش شد. اين مرد همه فن حريف در 24 ژانويه 1965 مرد. مراسم خاكسپاري چرچيل با مارش نظامي چون يك سرباز جنگي بنابر توصيههاي كتاب تشييع جنازه در كليساي قديمي بلادون انجام گرفت و جنازه وي در كنار پدر و مادرش جاي گرفت.عوامل چرچيل در سراسر دنيا پراكنده بودند و دستوراتش هميشه خط مشي سياست خارجي دولتهاي متفاوت در انگلستان است.چرچيل به هرچه ميخواست رسيد ولي هرگز، حتي زماني كه در قدرت بود، استبداد را پيشه خود نساخت، گرچه حمايت وي از مستبدان در سراسر مستعمراتش هميشه قابل نكوهش است. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه چهارم دی 1384ساعت 20:1 توسط بهمن حسنوند
|
|
||
|
|
|
||||
|
|||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه چهارم دی 1384ساعت 20:0 توسط بهمن حسنوند
|
|
|||||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه چهارم دی 1384ساعت 19:56 توسط بهمن حسنوند
|
|
||
|
|
|
|
|
امروز از همان صبح با خود عهد بستم تا تغييرات شگرفي را در زندگيم بوجود آورم.
برنامه من تا ۱۵ روز آينده يك برنامه رفع نقص دروني است . به قول ادموند برك كه مي گفت :من از اصلاح چشم نمي پوشم امادوست دارم هر تغييري كه مي كنم آن تغيير حفظ شود. من نيز در صدد همينم ... |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه چهارم دی 1384ساعت 19:16 توسط بهمن حسنوند
|
|
||
|
|
|
|
|
فكر مي كنم بايد دنبال راههاي جديدي در زندگي بيابم.
اوضاع بي نهايت .. زندگي يك مبارزه است و انسان براي مبارزه آفريده شده است. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه سوم دی 1384ساعت 17:45 توسط بهمن حسنوند
|
|
||
|
|
|
|
|
امروز در تهران باران باريد هوا عالي بود .....معطر...ولي جاي ....خالي بود راستي وزير مخابرات اعلام كرده كه همه چيز كنترل است. تازه تا ۶ماه مكالمات را هم نگه مي دارند.. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه دوم دی 1384ساعت 19:38 توسط بهمن حسنوند
|
|
||
|
|
|
||
|
|||
|
+
نوشته شده در جمعه دوم دی 1384ساعت 19:30 توسط بهمن حسنوند
|
|
|||
|
|
|
|
|
گروه سياسي، ميز دانشجويي، بهمن حسنوند: بيش از يك قرن است كه زايش مدرنيسم در ايران آغاز شده است و قابله دوران مدرن در اين زمان تنها حضور دو ياور را در كنار خود احساس كرده است، اول احزاب و دوم دانشگاه، دو نهادي كه بودن يا نبودن آنها وابسته به اين زايش است. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه دوم دی 1384ساعت 16:10 توسط بهمن حسنوند
|
|
||
|
|
|
||
|
|||
|
+
نوشته شده در جمعه دوم دی 1384ساعت 16:3 توسط بهمن حسنوند
|
|
|||